يك رسالهٴ آلماني ادويهٴ مفرده از نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم
در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، در باواريا اظهارات و تجارب استاد بارتولوميو در باب كارهاي بقراط، جالينوس، قسطنطين، پزشك يوناني1 به زبان آلماني ترجمه شد (منظور همان بارتولوميوي انگليسي است). اين از جملهٴ قديميترين آثار آلماني در باب ادويهٴ مفرده است.
نيكولاس لهستاني2
پزشك و دومينيكي لهستاني. او در مونپليه به آموختن پزشكي پرداخت و ميگويند قريب بيست سال، در آن جا اقامت داشت. احتمالاً در 1270، در آن جا بود؛ اندكي بعد، به دربار لاشك سوم چارني3 (لاشك سياه، شاه لهستان از 1279 تا 1288)، رفت. در 1270، يا اندكي بعد، يك منظومهٴ طبي سرود با مقدمهاي به نثر؛ و رسالهٴ منثوري به نام
تجارب پزشكي هم هرچند بدو منسوب است، احتمالاً تأليف نويسندهٴ متأخري است.
جراحي آسماني و ستارهٴ ايمان با اين كه به نام اوست، مسلماً منحول است.
در دو رسالهٴ نظم و نثر معلومات يونان و عربي زمان تحت سلطهٴ انبوهي از معلومات عاميانه، جادويي و دغلبازي شخصي قرار گرفته است. بايد به خاطر داشت كه واژهٴ مجربات در چنين آثاري، و در اغلب نوشتههاي قرون وسطا، ناجورترين اقسام طب تجربي، جادوگري و خرافات را شامل ميشد.
مجربات طبي نيكولا دربارهٴ مار، غوك، وزغ، كژدم، و غيره است و ادعا شده كه معالجاتش، كه غالباً عجيب، غيرمنطقي، و ناخوشايندند، بسيار معجزهآسا بوده است.
ميتوان ذكري كرد از اشارهٴ او به خواص جادويي مغناطيس. ازجملهٴ مآخذ خويش از هرمس، توبياس، بطليموس، استاد آلبرت ياد ميكند. او به پزشكاني كه زياد در آثار بقراط و جالينوس مستغرق شدهاند درست همانطور حمله ميكند كه حكيمباشي سرخودهاي ما به آموزشهاي دانشكدههاي پزشكي ميتازند.
برخي تحليلها ممكن است زمان نيكولاس را در سدهٴ چهاردهم، حتي در نيمهٴ دوم آن جاي دهد، چون مسلم است كه نوشتههاي منسوب بدو ممكن بود يك سدهٴ بعد، يا تقريباً در هر زمان ديگري، به همان ترتيب نوشته شود.